
اممم.. طبق معمول میتونم بگم من وودیم خوشحالم که درموردم اینقدر 🤏 کنجکاو شدی و اومدی اینجا..
اگه راجب کارام کنجکاوی میتونی از طریق لینکایی که گذاشتم چک کنی ببینی چه موجود جالبیم!
یه دختر ترک از یه شهر دور افتاده ایران..
آدمیم که بشدت علاقه داره همه چیو خودش امتحان کنه و بسازه و اینطوریم که خب اونم یه آدمه تونسته انجامش بده چرا من نتونم و همیشه علاقه مندیام به چیزی از همین میخوام بسازم شروع میشه..
شخصیت میانه رویی دارم و بشدت از آدمای تعصبی بیزارم آدمایی که خیلی سفت و سختن و باعث آزار میشن.. از دروغ متنفرم و آدمای پرمدعا!
روستامونو دوستدارم، دوستدارم مثل بی بیم بشم..
متولد 8 مهر 79 ام که نه دهه هفتادیا منو گردن میگیرن نه دهه هشتادیا..
دوست ندارم دور و برم شلوغ باشه و حتی تو فضای مجازیم از اینکه یهو بیان پیویم و زوری ارتباط بگیرن خوشم نمیاد و حتی شاید با طرف چند سال هم حرف بزنم با عنوان “دوست” ولی باز اون حس خوب و راحته رو نداشته باشم.. برای همین پیویم کلا همیشه یکی دو نفر بیشتر نیست که زیاد باهاش حرف میزنم، وقتی آدما زیاد میشن نمیتونم هندلشون کنم و انرژیم گرفته میشه.
شاید چون به کیفیت بیشتر از کمیت اهمیت میدم و دوستدارم با همون یکی دو نفری که حرف میزنم پر و پیمون باشه و ارتباطمون واگعی باشه نه کیک!
علاقه ام به نقاشی تو دوران دبیرستانم خیلی خودشو نشون داد و با دخترخالم یه تفریح جالبی پیدا کرده بودیم که باهاش ساعتها خودمونو سرگرم میکردیم.
غالبا شنونده ام مگر اینکه یکی از علایقم بپرسه و بعد بوممممم..!
به ادیت و دیزاین از 19 سالگی فکر کنم علاقمند شدم وقتی که اولین بار متن نگارو نصب کرده بودم چون خوشم میومد از این عکس نوشته ها خودم بسازم، که یواش یواش شروع شد و بعدش پیکس آرتو..
عکاسیو از طفولیت دوستداشتمو گوشی نوکیای مامانم همیشه خدا پر میشد از عکسای تا ناموس زوم شده.. عکسایی از در و دیوار و گلو گیاهو آبجیم«اسباب بازی زنده»!
وبلاگ نویسی رو هم باز خیلی دیر باهاش آشنا شدم سالهای 97 /98 فکر کنم با وبلاگ کریزی فرندز افشین توی سرویس بیان، که یاد میداد چطوری وبلاگتونو تزیین کنید و مطالب دیگه اش که منو وارد دنیای رنگارنگ وبلاگ نویسی کرد.. البته نه اونطوری که زیاد بنویسم غالبا پیشنویس میکردم نوشته هامو «اعتماد به نفس حرف زدن بین اونهمه وبلاگ نویس خفنو نداشتم» و بیشتر با انگولک کردن قالب وبلاگ حال میکردم..